شبیه باد پاییزی

شبيه باد پاييزي،پس از تو قسمت بادم


خداحافظ، ولي هرگز نخواهي رفت از يادم


خداحافظ، و اين يعني در اندوه توميميرم


در اين تنهايي مطلق که مي بندد به زنجيرم


و بي تو لحظه اي حتي دلم طاقت نمي آرد


و برق نا اميدي بر سرم يکريز مي بارد


چگونه بگذرم از عشق،از دلبستگي هايم!

چگونه مي روي با اينکه مي داني چه تنهايم!

خداحافظ، تو اي همپاي شبهاي غزل خواني


خداحافظ، به پايان آمد اين ديدار پنهاني


خداحافظ،بدون تو گمان کردي که مي مانم


خداحافظ،بدون من يقين دارم که مي ماني!!!

دلی به اندازه دریا دارم

قایقی  در آن می اندازم

جنس این قایق من از سنگ است

 قایق دلم تویی دلم برایت تنگ است

یک سینه به شفافی شبنم دارم

اسباب سفر همه فراهم دارم

اما چه کنم نمی توانم بروم

چون در سفر عشق تو را کم دارم