چکاره باشیم؟؟؟؟

دوستی یک حادثه و جدایی یک قانون بیاید حادثه ساز و قانون شکن باشیم

اینم مطلبی از دوست خوبم ساریسا

در نهان به انانی دل می بندیم که دوستمان دارند
و در اشکارا از انانیکه دوستمان دارند
غافلیم شاید این است دلیل تنهاییمان

حقیقت مرد از نظر .....(بعضی ها)

مردان در صید عشق به وسعت نا متناهی نامردند
گدایی عشق می کنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشده باشند همین که مطمئن شدند
مردانگی را در کمال نامردی به جا می اورند

خدایا........؟؟؟؟

گفتم: خسته‌ام

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

یکی بود...بقیشم که میدونید ....

یکی بود و یکی نبود . یه آدمی بود که دلش میخواست زندگی رو خیلی خوب بشناسه . از موقعی که بچه بود همش در مورد زندگی و معناش فکر میکرد . همون وقتها , یه دفتر خرید و شروع کرد توش در مورد زندگی نوشتن . جمله های ناب . زندگی صحنهء یک تئاتر است ... زندگی خواب و خیالی بیش نیست ... زندگی مقطع کوتاهی از حیات ماست ... زندگی ترکیبی از شادیها و غمهاست . گاهی شادیها غلبه میکنند و گاهی غمها ... زندگی تکرار روزمرهء وقایع برای تک تک انسانهاست ... زندگی زیباست ...

و بیا .........

گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا.

چشم تو زينت تاريكي نيست.

پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا.

و بيا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد...

اینم شعری در مورد عشق

من عشق داده ام

که حال با عشق سمت خدا می روم ؟

من عشق طلب کر ده ام

که عشق ز خدا خو اهم ؟

من عشق را به دندان گر فته ام

که در افطار عشق می سو ز م ؟

من عاشق بو ده ام

که در مهمانی با ایز د خو اهان سفر ه طعام عاشقانه هستم ؟

که اگر چنین باشد

دیگر شکایتی نیست

بد خلقی نیست

بی حو صلگی نیست

ریا نیست

رو ز ه ای بهر فر یب خلق نیست

ادعائی نیست

دو ر و ئی نیست

و

هر چه هست عشق است

و

عشق بی ادعا عشق

وحال باید اندیشید