سخنی بس حق!!!!!

دیگربه کس اعتمادکردن نتوان

درشب زسپیده یادکردن نتوان

دردیست درون سینه تنگم که

گفتن به کسی ودادکردن نتوان...............

 

اینم شعری با منبع:

http://pezhvak86.blogfa.com/

 

استاد!!!

گفت استاد مبر درس از یاد                 یا باد انچه به من گفت استاد

یاد باد انکه مرا یاد آموخت                  آدمی نان خورد از دولت یاد

هیچ یادم نرود این معنی                   که مرا مدار من نادان زاد

پدرم نیز چو استادم دید                    گشت از تربیت من آزاد

پس مرا منت از استادبود                  که به تعلیم من استاد استاد(ایستاد)

هر چه می دانست آموخت مرا            جز یک اصل که ناگفته نهاد

یاد استاد نکو دانستن                     حیف استاد به من یاد نداد

 

نمی دونم شعر از کیه؟؟؟!!!!

شبیه باد پاییزی

شبيه باد پاييزي،پس از تو قسمت بادم


خداحافظ، ولي هرگز نخواهي رفت از يادم


خداحافظ، و اين يعني در اندوه توميميرم


در اين تنهايي مطلق که مي بندد به زنجيرم


و بي تو لحظه اي حتي دلم طاقت نمي آرد


و برق نا اميدي بر سرم يکريز مي بارد


چگونه بگذرم از عشق،از دلبستگي هايم!

چگونه مي روي با اينکه مي داني چه تنهايم!

خداحافظ، تو اي همپاي شبهاي غزل خواني


خداحافظ، به پايان آمد اين ديدار پنهاني


خداحافظ،بدون تو گمان کردي که مي مانم


خداحافظ،بدون من يقين دارم که مي ماني!!!

دلی به اندازه دریا دارم

قایقی  در آن می اندازم

جنس این قایق من از سنگ است

 قایق دلم تویی دلم برایت تنگ است

یک سینه به شفافی شبنم دارم

اسباب سفر همه فراهم دارم

اما چه کنم نمی توانم بروم

چون در سفر عشق تو را کم دارم

شعر جدید خودم.........

اینم کمی از شعر جدیدم

 

نیلوفر آبی

این همه بی تابی

من ماندم و عشقت

این همه ویرانی

سهم من از تو من

سهم تو از من.من

و ادامه دارد..........

کپی برداری فعلا مدیونی دارد................

سخت تر از سخت تر

انتظار خیلی سخته

جدایی از اونم سخت تر

اما میدونی سختر از همه چیه؟؟؟!!

اینه که ندونی باید منتظر بمونی یا جدا شی؟؟؟

آره به نظر من ندونستن رفتن و موندن سخت تر از همه چیزه

حکمت

 کسی رو  که دوست داری دوست نداره

اونی که دوست داره تو دوسش نداری

اگرم دو نفر هم دیگر و دوست داشته باشن خدا یا بهتر بگیم زمونه جدا شون میکنه

همیشه هم یه حکمت داره که کسی نمی دونه

گله از حکمت و خدا نیست گله از اینه که خدا میتونه اونایی که همو میخان رو جوری تقدیر کنه که حکمت تو رسیدنشون باشه نه جدایی شون

پس چرا نمی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟

اینم میگذره

این نیز بگذرد!!!

پادشاهی حکیم شهرش را فراخواند و از او خواست تا جمله ای برای او بنویسد که در همه لحظات آرامش بخش و تسلای روحش باشد.

حکیم انگشتر پادشاه را خواست و نوشته ای را درون انگشتر پادشاه قرار داد و با او شرط کرد فقط زمانی آن را باز کند که احساس کرد به آن نیازمند است. چندی بعد جنگی میان آن شهر و شهر همسایه درگرفت؛ جنگی سخت که به دشواری از پس آن برمی آمدند. متاسفانه جنگ رو به شکست پیش می رفت و پادشاه خسته و درمانده بالای تپه ای به دام افتاد و در اوج ناامیدی به یاد انگشترش افتاد و آن را گشود. دید که در آن نوشته است:

"این نیز بگذرد!!!"

با خواندن این جمله جان تازه ای گرفت و با تمام وجود به نبرد ادامه داد و سربلند و پیروز از جنگ بیرون آمد.

زمان برگشت به شهرش مردم جشنی برایش برپا کردند و او را غرق در گل و سرور و شادی کردند، پادشاه در پوست خود نمی گنجید.

در همین حال که احساس بزرگی و غرور او را فراگرفته بود باز به یاد انگشترش افتاد. آن را گشود و بار دیگر این جمله را خواند:

"این نیز بگذرد!!!"

داستان آموزنده

 جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. 

او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشم.

ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. اینکار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنشی نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد : حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش دیگرش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست! زن جوان حسابی عصبانی شده بود.

در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، وسایلش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خیلی شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد! در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت‌هایش می‌خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت‌خواهی نبود  . . . !!!!

!!!!!!!!!!!

این و همیشه یادت باشه، جایی که تو ایستادی


آرزوی یکی دیگه است.

7 اصل بیل گیتس

هفت اصل بیل گیتس

بیل گیتس در یکی از سخنرانی هایش در یکی از دبیرستان های آمریکا اصول موفقیت خود را اینگونه برشمرد:

اصل اول: در زندگی همه چیز عادلانه نیست، بهتر است ب این حقیقت کنار بیایید.

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قائل نیست. در این دنیا از شما انتظار می رود قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید کار مثبتی

اصل سوم: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام کسی به شما رقم فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می کنید آموزگارتان سختگیر است سخت در اشتباهید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رییس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزی در رستوران ها با غرور و شان شما تضاد ندارد. پدربزرگ های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار یک فرصت بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستیدپدر و مادرتان را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد شوید پدر و مادرتان هم جوانان پر شوری بودند و به قدری که به نظر شما می رسد ملال آور نبود.

سلام ممنون از دعاتون بازم دعا کنید

تا اینجاش درست بوده

ولی تا به آخرش نرسه نتیجه معلوم نیست

ببخشید مشکلو نتونستم بگم

بازم دعا کنید برام

مرا دست خودم داد-ساریسا

مرا دست خودم داد

کسي مثل خودم غم

کسي مثل خودم شاد

کسي مثل پرستو در انديشه ي پرواز

کسي بسته و آزاد اثير قفسي باز

کسي خنده کسي غم

کسي شادي و ماتم

کسي ساده کسي صاف

 کسي درهم و برهم

کسي پر ز ترانه

کسي مثل خودم لال

کسي سرخ و رسيده

 کسي سبز و کسي کال

کسي مثل تو اي دوست مرا يک شبه روياند

کسي مرثيه آورد براي دل من خواند

من از خواب پريدم شدم يک غزل زرد

و يک شاعر غمگين مرا زمزمه مي کرد

چکاره باشیم؟؟؟؟

دوستی یک حادثه و جدایی یک قانون بیاید حادثه ساز و قانون شکن باشیم

چک چک!!بارانم دل داره دیگه

دیشب باران قرار با پنجره داشت/روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره چک چک کرد/چک چک چک چک چکار با پنجره داشت؟

بازم یار..........

جنگ از طرف یار دل آزار نباشد /یاری که تحمل نکند یار نباشد........

http://behesta.blogfa.com/

بهاره خانم

این از طرف بهاره خانمه

اگر خدا کفیل رزق است غصه چرا؟
اگر رزق تقسیم شده است حرص چرا؟
اگر حساب حق است جمع مال حرام چرا؟
اگر قیامتی است خیانت به مردم چرا؟
ای خدای بزرگ ! گردی از گامهای فتوت علی (ع)را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه ی نامردی در جهان بخشکد...

شعر من...........

دل به تو دادم و دل رسوا شد

عاشقت شد و سپس رسوا شد

از تو پرسیدم من.که تو هم دل داری؟

تو فقط میگفتی دل من گم شده است

حال من مرده ام و می بینم...

تن من در فبر و دل تو پیدا شد

 

شاعر: م.ب

توکل بخدا

گفتم: خسته‌ام

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::

اینم مطلبی از دوست خوبم ساریسا

در نهان به انانی دل می بندیم که دوستمان دارند
و در اشکارا از انانیکه دوستمان دارند
غافلیم شاید این است دلیل تنهاییمان

حقیقت مرد از نظر .....(بعضی ها)

مردان در صید عشق به وسعت نا متناهی نامردند
گدایی عشق می کنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشده باشند همین که مطمئن شدند
مردانگی را در کمال نامردی به جا می اورند

جامه عشق

جامه عشق

جامه ای یافته بودم از عشق
خواستم تا به تو اش هدیه کنم
لیک دیدم که در ان گوشه باغ
لاله ای پنهانی با نسیمی می گفت
جامه عشق برازنده هر قامت نیست

اینم  یه شعر ارسالی بازم از ساغر 20

به نام نامي دل نوشتم دفتر دل
گذاشتم زندگي رو به پاي باور دل
ولي هرگز نديدم كسي رو ياور دل
به سنگ نامرادي شكستم ساغر دل
كنون با اين جدايي چه آمد بر سر دل
كه شد ناباوري ها كلام آخر دل

این جمله جدید بخش جمله سازی

دوست دارم همیشه!!!تو عشق واقعی خیانت به نفرت تبدیل نمیشه

یکی بود...بقیشم که میدونید ....

یکی بود و یکی نبود . یه آدمی بود که دلش میخواست زندگی رو خیلی خوب بشناسه . از موقعی که بچه بود همش در مورد زندگی و معناش فکر میکرد . همون وقتها , یه دفتر خرید و شروع کرد توش در مورد زندگی نوشتن . جمله های ناب . زندگی صحنهء یک تئاتر است ... زندگی خواب و خیالی بیش نیست ... زندگی مقطع کوتاهی از حیات ماست ... زندگی ترکیبی از شادیها و غمهاست . گاهی شادیها غلبه میکنند و گاهی غمها ... زندگی تکرار روزمرهء وقایع برای تک تک انسانهاست ... زندگی زیباست ...

اینم بازم یه شعر ارسالی بازم از ساغر 20

زرد است كه لبريز حقايق شده است
تلخ است كه با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي
پاييز بهاريست كه عاشق شده است.

اینم یه متن فوق العاده از دوستان یا دوست گلم احسان

حرمت اعتبار خود را
هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران
مشکن

که ما هر یک یگانه ایم
موجودی بی نظیر و بی تشابه.

و آرمانهای خویش را
به مقیاس معیارهای دیگران
بنیاد مکن

تنها تو می دانی که « بهترین » در زندگانیت
چگونه معنا می شود.

از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است
آسان مگذر

بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که
در زندگی خویش
که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را
از دست می دهد.

با دم زدن در هوای گذشته
و نگرانی فرداهای نیامده
زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد
و آسان هدر شود.

هر روز، همان روز را زندگی کن
و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای.

و هر گز امید از کف مده
آنگاه که چیز دیگری
برای دادن در کف داری.

همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد
که قدمهای تو باز می ایستد.

و هراسی به خود را مده
از پذیرفتن این حقیقت که
هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد

تنها پیوند میان ما
خط نازک همین فاصله است.

برخیز و بی هراس خطر کن،
در هر فرصتی بیاویز.

و هم بدینسان است که به مفهوم « شجاعت»
دست خواهی یافت.

آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت
عشق را از زندگی خویش رانده ای
عشق چنان است که
هر چه بیشتر ارزانی داری
سرشارتر شود

و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری
آسان تر از کف رود

پروازش ده تا که پایدار بماند.

رؤیاهایت را فرومگذار
که بی آنان زندگانی را امیدی نیست
و بی امید، زندگی را آهنگی نباشد.

از روزهایت شتابان گذر مکن
که در التهاب این شتاب
نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش
که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی.

زندگی مسابقه نیست
زندگی یک سفر است

و تو آن مسافری باش
که در هر گامش
ترنم خوش لحظه ها جاریست.

این یه جور تنهایی که دوستان فرستادن جواب پست قبلیه

کسی هم که می شینه و زمانی طولانی به اون بلندترین شاخه درخت خیره میشه معنی تنهایی رو خوب می فهمه!..

از من بپرس تا برات از تنهایی خیلی چیزا بگم

از اون ابرهای سرگردون وتنها

ازتنهایی اون کلاغی که روی بلندترین بام تو یه روز برفی وسرد می شینه وانگار توی فکره.من به تنهایی این ها زمانی طولانی زل زدم خوب می فهممشون..

تنهایی  !!؟؟؟!!!!

(تنهایی ) این واژه را بلند ترین شاخه درخت خوب می فهمد

این خاک را

اين خاك را سالهاست كه ميشناسم
نه آن قدر وسعت دارد
كه دلتنگي ام را گم كند
نه انقدر كوچك است
كه سادگي ام ساده بماند
اين خاك را سالهاست كه مي شناسم
گرفته است دلم

می ارزد و دیگر هیچ.........................استاد طوفان

بخدا لنگه ندار ه ساغر. ساغر 20 یکی از وبلاگایی که همیشه میاد بما سر میزنه و این یکی از مطالبی هست که باز آوردند با خودشون. عالیه بخونید................

به خدا عشق به رسواشدنش مي ارزد

به مجنون و به ليلا شدنش مي ارزد.

دفتر قلب مرا واكن و چيزي بنويس.

سخن عشق به امضا شدنش مي ارزد.

 گرچه من تجربه اي از نرسيدن هايم ...

 كوشش رود به دريا شدنش مي ارزد.

 دل من در سبدي عشق به نيل تو سپرد

 نگهش دار به موسي شدنش مي ارزد

اینم یه جمله از دوستان مربوط به بخش جمله سازی

عشق,,,,خیانت,,,نفرت,,,,ولش کن بابا,دوست دارم خیلی زیاد

تک و تنها

یه گوشه تک وتنها

منتظر یه نامه

وقتی که یارم بیاد

پایان غصه هامه

گفتی که بودن تو رفتن آبرومه

چی میشد عاشق بشی

این هنوز آرزومه

هر چی داشتم صداقت

کردی بجاش خیانت

همش بهم میگفتی

جدایی شده عادت

هنوز با تو یه رنگم

هنوز دلم همونه

ولی دله سنگ تو

مثل رنگین کمونه

میدونی که عاشقم

منو نگاه میکنی

تا که دیوونت میشم

منو رها مکنی

 

شاعر: م.ب

بازیگری کوپک

من در خیال تو،بازیچه ای بودم/

تو در خیال من بازیگری کوچک/

من نقش یک عاشق/

تو بازی ام کردی/

چون گریه میکردم /

کوتاهترم کردی/

چون عاشقت بودم/

دیوانه ام کردی/

آسان بریدی دل/

ویرانه ام کردی/

حالا که تو رفتی /

پایه تو میمونم/

چون دل نشد آرام/

 اینگونه می گویم/

هر چند من نقشم/

هرچند کوتاهم/

اما بدان عشقم/

در یاد میمانم/

 

/////////////////////شاعر:م.ب

جمله سازی

سلام مجدد.

بخش جدید وبلاگمون یه بخش جالبه هرکی میاد تو این بخش یه جمله باید بسازه با ۴ کلمه زیر

مدیون هرکی بی ذوق باشه تو نظرات میتونید بگید ساخته هاتون رو که به اسم خودتون یا وبلاگتون ثبت میکنم

با تشکر

 

۱-عشق

۲-نفرت۳

-خیانت

۴- دوست دارم

!!!!!!!!!!!!!!!

همچو ني مي نالم از سوداي دل اتشي در سينه دارم جاي دل
من كه با هر داغ پيدا ساختم سوختم از داغ ناپيداي دل
همچو موجم يك نفس ارام نيست بس كه طوفانزا بود درياي دل
دل اگر از من گريزد واي من غم اگر از دل گريزد واي دل

فرستاده:۲۰ ساغر

اینم منبعش همون قبلیه

چشم چشم دو ابرو

چشم، چشم، دو ابرو،

نگاه من به هرسو

پس چرا نیستی پیشم،

 نگاه خیس تو کو

گوش گوش دوتا گوش،

 دودست بازیه آغوش

 بیا بگیر قلبمو،

یادم تو را فراموش

چوب، چوب، یه گردن،

جایی نری تو بی من

دق میکنم میمیرم،

اگه دور بشی از من

دست، دست، دو تا پا،

 یاد تو مونده اینجا

یادت میاد که گفتی

 بی تو نمیرم هیچ جا

من، من، یه عاشق،

همون مجنون سابق

من، من، یه عاشق

، همون مجنون سابق

فقط تو-منبع:http://www.ladan2.blogfa.com/

فقط تو یک سبد بابونه از من دشت و صحرا مال تو نسترن، مریم، همه گلهای زیبا مال تو کلبه ای خاموش و کوچک روی ساحل مال من سرزمین های طلایی ، بیشه دریا مال تو آسمان آرام، شهر در خواب، دل لبریز عشق راستی از شب نگفتم مال من یا مال تو من به کهنه خاطرات تلخ و شیرین دلخوشم لحظه های روشن و سر سبز فردا مال تو یک نگاه ساده و بی ریا از تو سهم ما مهربانی ، عاطفه ، جان و دل ما مال تو .

یه شعر تازه در رفت از دهنم اگر بد بود ببخشید=آفرین نازنین اسمشه

آفرین صد آفرین

باریکلا نازنین

قلب من دست تو بود

دید آخر خورد زمین

آره قلب من شکست

تیکه شد روی زمین

تو خیالتم نبود

دیدی و رفتی همین؟

بودنت تو قصه بود

توی رویا های من

رفتی و قلبم شکست

گوشه ای ساکت نسشت

چشماشو آروم بست

قلب من کشته شد و

بعد تو دیگه نزد

م.ب

 

یه شعر نو وتوپ--کش رفتم از یکی

 
پاییز چه زیباست
مهتاب زده تاج سرِ کاج
پاشویه پُر از برگ خزان دیدة زرد است
بر زیر لب هره کشیدند خدایان
یک سایة باریک
هشتی شده تاریک

رنگ از رُخ مهتاب پریده
بر گونة ماه ابر اگر پنجه کشیده
دامان خودش نیز دریده

آرام دود باد درون رگ نودان
با شور زند نی لبک آرام
تا سروِ دلارام برقصد
پر شور
پر ناز بخندد
شبگیر سر دار

هر برگ که از شاخه جدا گشته به فکر است
تا روی زمین بوسه زند بر لبِ برگی
هر برگ که در روی زمین است
تا باز کند ناز و دود گوشة دنجی
آنگاه بپیچند
لب را به لب هم
آنگاه بسایند
تن را به تنِ هم
آنگاه بمیرند
تا باز پس از مرگ
آرام نگیرند
جاوید بمانند

سر باز از بغل باغچه آرند
آواز بخوانند:
- پاییز چه زیباست
پاییز چه زیباست
پاییزِ دو چشمِ تو چه زیباست.

سرمست لبِ پنجره خاموش نشستم
هرچند تو در خانة من نیستی امشب
من دیده بچشمانِ تو بستم
هرعکسِ تو از یک طرفی خیره برویم
این گوید:
- هیچ
آن گوید:
- برخیز و بیا زود به سویم

من گویم:
- نیلوفرِ کمرنگِ لبت را،
با شعر بگویم؛ با بوسه بشویم.
ای کاش...
ای کاش...
آن عکسِ تو از قاب درآید
همچون صدف از آب برآید
ای کاش...
جان گیری و بر نقش و گل بوتة قالی بنشینی
آنگاه به تن پیرهن از شوق بدرّی
از شور بلرزی
دیوانه همه شوق، همه شور
بیگانه پریشیده همه قهر –
همه نور!

بر بستر من نقش شود پیکر گرمت
آنگاه زنم پرده به یکسو
گویم که:
- من اینجا به لب پنجره بودم
گویی که:
- نه...، آنجا...!
آرام بگیریم
از عشق بمیریم
آنگاه، به پاییز
هر برگ که از شاخة جانم به کف باد روان است

هر سال که از عمر من آید به سرانجام
ببینم که به پاییز دو چشم تو هر آن برگ
هر درد
هر شور
هر شعر

از قلب من خسته جدا شد
باد هوس ات برد
آتش زد و خاکستر آنرا به هوا ریخت
من، هیچ نگفتم
جز آنکه سرودم:
- پاییز دو چشم تو چه زیباست!
پاییز چه زیباست
مهتاب زده تاج سرِ کاج
پاشویه پُر از برگ خزان دیدة زرد است
آن دختر همسایه لب نردة ایوان
میخواند با نالة جانسوز:
"خیزید و خز آرید که هنگام خزان است"

هر برگ که از شاخه جدا گشته به فکر است
تا روی زمین بوسه زند بر لبِ برگی
هر برگ که در روی زمین است، بفکر است.
تا باز کند ناز و دود گوشة دنجی
آنگاه بپیچند، لب را به لب هم
آنگاه بسایند، تن را به تنِ هم
آنگاه بمیرند
تا باز پس از مرگ، آرام نگیرند

جاوید بمانند
سر باز از بغل باغچه آرند
آواز بخوانند:
- پاییز چه زیباست
من نیز بخوانم:
- پاییزِ دو چشمِ تو چه زیباست.
چه زیباست!

بدون عنوان.....پاره پاره

نگارینم! دل وجانم! حبیبم!
همه درد درونم را طبیبم
شنیدستم غریبان مینوازی
منت هم عاشقستم هم غریبم ... .... ...

اینم یه شعر دیگه از دوستان

چشمانم گریه کنید

شاید از سنگینی قلبم کاسته شود

شاید من نیز از این دریای پر تلاطم رهایی یابم

شاید رها شوم به سوی آسمان...

شاید...

بازم شعر از ساغر

من هنوز از می چشمان سیاهت مستم گفتم بنویسم که به یادت هستم تو نگو فاصله ها عشق مرا کم کرده است من اگر غیر دلت دل بسپارم پستم

آلبوم جدید و فوق العاده ناصر صدر جتما دانلود کنید اورجینال با سه کیفیت

برای دانلود این آلبوم فوق العاده به ادامه  مطلب برید............

ادامه نوشته

هی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گر با غم دوریت نسازم چه کنم؟

با یاد تو اگر عشق نبازم چه کنم؟

چون در نظرم فقط تویی مایه ناز   !!!

گر من به تو ای یار ننازم چه کنم؟؟؟

؟؟؟

 

نسبت به تو حس کور میلی دارم

دور ور خود هزار لیلی دارم

من ناز نمیخرم شما هم نفروش

چون عاشق کشته مرده خیلی دارم

................

ته نامردیه این شعره ولی قشنگه

!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند

عشق بورز به آنها که دلت را شکستند

دعا کنبرای انها که نفرینت کردند

درخت باش به رقم تبر ها

بهار شو و بخند که خدا آن بالا هنوز با ماست......

ها کردم

روی آن شیشه تبدار تورا ها کردم

اسم زیبای تورا با نفسم جا کردم

شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد

شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم

با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تورا

عکس زیبای تورا سیر تماشا کردم

 

منبع :خانم رفیعی

رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را مزن
ابتداي يك پريشانيست حرفش را مزن

گفته بودي چشم بردارم از چشمان تو
چشمهايم بي تو بارانيست حرفش را مزن

 

منبع: ۲۰ ساغر.بلاگفا دات کام

 (مال تو)

 

 به وبلاگ من وقتي مي آيي تمامش مال تو

هر چه دارم غير تنهايي تمامش مال تو

صد دو بيتي صد غزل دارم و حتي يك بغل

شعرهاي خوب نيمايي تمامش مال تو

ضرب آهنگ غزلهايم تمامش مال توست

اين صداي پاي رويايي تمامش مال تو

بيكران سبز     اقيانوس آرام دلم

اي پري خوب دريايي تمامش مال تو

عشق من عشق زميني نيست باور كن اي عزيز 

 عشقم اين عشق اهورايي  تمامش مال تو

 باز هم بيت بد پايان شعرم مال من

   بيت هاي خوب بالايي تمامش مال تو.

ساغر   ۲ ۰:    منبع