عشق یعنی

 

عشق یعنی،نور در ظلمت شدن

عشق یعنی،قایق دریا شدن

عشق یعنی،سوختن بیمار شدن

عشق یعنی،در کنارت گم شدن

عشق یعنی،مرغ بی پرواز شدن

عشق یعنی،یک سکوت در اوج فریاد

عشق یعنی،هم صد،امروز و فردا

عشق یعنی،عاشقی با قاصدک

عشق یعنی،هم نقس در اوج غم

عشق یعنی،تا به کی با تو بمانم

عشق یعنی،بی تو هم ،تنها بمانم

عشق یعنی،یک هوس در اوج پاکی

عشق یعنی،مهر یک انسان خاکی

عشق یعنی،یک سخن از عمق دل

عشق یعنی،لیه شدن در حد گل

عشق یعنی ،مرم پاک نگاهت

عشق یعنی،خاک شدن بر زیر پایت

عشق یعنی،یاد یار در هر دیار

عشق یعنی،باران بشو بر من ببار

عشق یعنی،خواستنت با هر چه نقص

عشق یعنی،مال ماس،هر آنچه هست

عشق یعنی،زندگی در طول عمر

عشق یعنی،دل زمن هرگز نبر

عشق یعنی،بی طمع دوست داشتن

عشق یعنی،مهر دلبر خواستن

عشق یعنی،بودنت در هر مکان

عشق یعنی ،یاد تو در هر زمان

عشق یعنی،انتظار تا امدن

عشق یعنی،قلب من را پس زدن

عشق یعنی،سوختن قلب افق

عشق یعنی،سیری هر کس ز خود

عشق یعنی،گفتن شعر و سرود

عشق یعنی،جاری شدن مانند رود

عشق یعنی،شعر را دنباله دادن

من که میخواهم ولی نایی ندارم

 

 

م.ب